به نام خدا
با عرض سلام و تسلیت ایم سوگواری حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها ) در این پست و پست بعدی در مورد سوالی که در زمینه عشق اهلبیت و زندگی در کشور ایران شده مطالبی رو عرض میکنم
سوال : آیا ما که این قدر عاشق على(علیه السلام) و امام حسین و ائمه اطهار و فاطمه زهرا(علیهم السلام) هستیم ، و در کشور اسلامی زندگی می کنیم خداوند ما را وارد جهنم مى کند ؟
پاسخ : پرسشگر گرامی زندگى در مکان خاصى نمى تواند سبب به ورود به بهشت یا جهنم شود ، مگر کسى که از فضاى ملکوتى مکان های مقدس بهره لازم را به گونه ای ببرد که در عمل نمود داشته باشد.البته مشخص است که محیط پاک و جو سالم در ساختار شخصیت و هدایت انسان اثر فراوانى دارد از این رو زندگى در کشور ایران که به برکت یاد و نام اهل بیت(علیهم السلام) چهره مذهبى یافته و قوانین آن بر اساس احکام الهى تدوین مى شود ، هر چند در مقام عمل و در صحنه اجتماع مشکلاتى وجود داشته باشد ، خود نعمتى بزرگ است و شکرانه مى طلبد و روشن است که استفاده صحیح و به جا از چنین فضایى مى تواند انسان را به سعادت اخروى برساند . دوست عزیز محبت اهل بیت(علیهم السلام) از واجباتى است که در قرآن به آن تصریح شده و هیچ عملى بدون محبت آن ها در درگاه خدا پذیرفته نمى شود . در روایت از پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم) آمده که : «خداوند انبیا را از درختان مختلفى آفرید ، ولى من و على(علیه السلام) را از درخت واحدى ؛ من اصل آنم و شیعیان ما برگ هاى آن ... ؛ سپس افزود : اگر کسى خدا را در میان صفا و مروه هزار سال و سپس هزار سال و از آن پس هزار سال عبادت کند ، تا همچون مشک کهنه شود ; اما محبّت ما را نداشته باشد ، خداوند او را به صورت در آتش مى افکند ؛ سپس این آیه را تلاوت فرمود : "قُل لاَّ أَسْـَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِى الْقُرْبَى "(سوره شورى ،آیه 23) بگو من هیچ پاداشى از شما بر رسالتم درخواست نمى کنم جز دوست داشتن اهل بیتم ..این روایت از روایات مشهورى است که علماى شیعه و سنى آن را نقل کرده اند ( مجمع البیان و شواهد التنزیل ، ذیل آیه 23 شورى) البته مشخص است که ، محبتى مشمول اینگونه روایات است که واقعى باشد نه این که صرفا داعیه محبت باشد و نه خود محبت ؛ محبت نشانه هایى دارد که یکى از نشانه ها اطاعت و پیروى از آنهاست .
در پستی بعدی در مورد نقش گناه در عاقبت مسلمانان و شیعیان اهل ولایت و محبت مطالبی رو خدمتتون عرض خواهم نمود
یا حق
به نام خدا
با عرض سلام و سال جدید سال نو آوری و شکوفایی که مقارن شد با بهار میلاد فرخنده پیامبر اکرم محمد مصطفی صلوات الله علیه و زاد روز خجسته ذریه پاکشان امام جعفر صادق علیه السلام را خدمت همه شما دوستان عزیز تبریک عرض می کنم امیدواریم در این سال گروه پرسمان قران هم بتواند در روش های پاسخ گویی با روش های جدید و کارآمد تر بتواند پاسخ گوی سوالات جوانان عزیز باشد
دوست عزیزی در قسمت نظرات سوال نموده اند : مردم سالاری دینی یعنی چه ؟
پاسخ : واژه مردم سالاری دینی اصطلاح تازه ای در گفتمان سیاسی دنیاست که بر خلاف واژه هایی چون جمهوری اسلامی، پارلمان اسلامی و ... که همگی ترکیب هایی هستند از یک مفهوم غربی به علاوه یک قید اسلامی در بستر مبانی سیاسی اسلام و متأثر از آموزه های نبوی و علوی روییده و بر آن است تا ضمن پاسداشت حقوق مردم در حوزه سیاست و اداره امور جامعه و پرهیز از الگوهای حکومتی استبدادی، رعایت اصول و مبانی ارزشی را بنماید و بدین ترتیب نظام اسلامی را از الگوهای سکولار غربی تمییز دهد. برای این منظور در حکومت اسلامی، روش نوینی مورد توجه قرار گرفته که نه استبدادی و نه لیبرالی است. مقام معظم رهبری از این روش حکومتی به " مردم سالاری دینی" تعبیر نموده اند . (مردم سالاری دینی، سید علی فیاضی، کتاب نقد، پاییز و زمستان 80، ش 20 و 21، ص 43)
دوست عزیز به طور خلاصه در تبیین مفهوم مردم سالاری دینی می توان چنین بیان نمود:
مردم سالاری دینی ناظر به مدلی از حکومت است که بر مشروعیت الهی و مقبولیت مردم استوار بوده و حاکم در چارچوب مقررات قرانی و الهی، حق مداری، خدمت محوری و ایجاد بستری برای رشد و تعالی مادی و معنوی ایفای نقش می کند، و این مدل بر دو پایه استوار است:
1) از سویی ریشه در آموزه های قرانی و وحیانی دارد
2) این آموزه ها را از رهگذر خواست و اراده مردم دنبال می کند.
لذا در نظام مردم سالاری دینی، نظام سیاسی بر دو رکن الهی و انسانی استوار است و این نظام با در نظر داشتن اصول اعتقادی اسلام، رابطه مردم و حکومت را تبیین می کند.
اصول مردم سالاری دینی نیز عبارتند از:
1.فضیلت محوری 2.هدایت محوری 3.حاکمیت الهی 4. ایمان دینی 5. انتخاب مردمی 6. آرمان گرایی 7.تکلیف محوری 8. شایسته سالاری 9. قانون محوری
( با استفاده از مردم سالاری دینی در اندیشه سیاسی مقام معظم رهبری، محسن مهاجرنیا، پیشین ، ص 65)
یا حق
به نام خدا
با عرض سلام
سوال : اگر شناخت درستى از کاندیدا ها نداشته باشیم چکار کنیم؟
پاسخ : انسان باید منتخب خود را به طور کامل شناخته و او را در دیانت و صداقت، امتحان کرده باشد و میزان کارایى او را براى کارى که انتخاب مى کند بداند. چنان که در قرآن کریم آمده است:" إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَن تُؤَدُّوا الاَْمَـنَـتِ إِلَى أَهْلِهَا " (سوره نساء،آیه 58) خدا به شما فرمان مى دهد که امانت ها را به صاحبانشان بازگردانید
حضرت امیرالمؤمنین(علیه السلام) نیز در ضمن آیین نامه حکومتى که براى مالک اشتر مى نویسد، به او مى فرماید: " بخیل را در مشورت کردن دخالت نده که تو را از نیکوکارى باز مى دارد و از تنگدستى مى ترساند. ترسو را در مشورت دخالت نده که در انجام کارها روحیه تو را سست مى کند. حریص را نیز در مشورت دخالت نده که حرص را با ستمکارى در نظرت زینت مى دهد...بدترین وزیران تو کسى است که پیش از تو وزیر بدکاران بوده و در گناهان آنان شرکت داشته، پس مبادا چنین افرادى محرم راز تو باشند...تو باید جانشینانى بهتر از آنان داشته باشى که قدرت فکرى امثال آنان را داشته، اما گناهان و کردار زشت آن ها را نداشته باشند. کسانى که ستمکارى را بر ستمى یارى نکرده و گناهکارى را در گناهى کمک نرسانده باشند
کسانى که در اثر برخى خصلت هاى فردى و شخصى از مدیریت صحیح و هزینه درست بیت المال ناتوان و ناکارآمدند و نیز کسانى که در مقابل تهدید دشمنان عقب نشینى نموده در تصمیمات اساسى سست مى شوند و یا کسانى که بر مقام و منصب و موقعیت حریصند و مقامات را در بین اقوام و یا وابستگان خود تقسیم مى کنند و یا کسانى که در گذشته همراه و همکار ستمکاران بوده و یا امروز ستمکاران و ستم پیشگان بین المللى را تأیید نموده از در آشتى با آنان برخورد مى کنند و یا کسانى که در گذشته با رفتار خود به ارزش هاى اسلامى و انسانى صدمه زده و در گسترش ارزش هاى شیطانى و فرهنگ بیگانه گام برداشته اند و... " این همه شرایطى است که حضرت امیرالمؤمنین(علیه السلام) بر آن ها تأکید مى نماید. و امروز وظیفه ما ، تشخیص این اوصاف و پرهیز از انتخاب چنین افراد است. و اگر شناخت درستى از نامزدها نداریم باید تحقیق نموده و از آگاهان بپرسیم زیرا قرآن کریم فرموده است " فَسـَلوا اَهلَ الذِّکرِ اِن کُنتُم لا تَعلَمون" (سوره نحل آیه 43 ) اگر نمى دانید از آگاهان بپرسید
یا حق
به نام خدا
با عرض سلام و تسلیت روز اربعین حسینی در این نوشته سعی می کنم یکی از روشهایی که اقا ابا عبدالله الحسین (علیه السلام ) برای بیان حقایق که ما هم باید از اینگونه روشها استفاده کنیم را خدمتتان عرض می کنم
موعظه، روشی جذاب براى بیان حقایق
...مَن یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَل لَّهُو مَخْرَجًا * وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لاَ یَحْتَسِب...(سوره طلاق آیه 2 ) ( ...و هر کس از خدا پروا کند، ]خدا [براى او راه بیرون شدنى قرار مى دهد، و از جایى که حسابش را نمى کند، به او روزى مى رساند... )
یکى از رفتارهاى امام حسین(علیه السلام) نسبت به مردم، ارشاد و راهنمایى آنان بود. مواعظ امام حسین(علیه السلام) از بیانات دلنشین و بسیار جالب خاندان پیغمبر(صلى الله علیه وآله وسلم) است و چون فکر و اندیشه آن حضرت، نشأت گرفته از قرآن کریم و از افق اعلا است، مواعظ وى نیز عطر دلاویز قرآن را دارد و در مواردى آمیخته با آیات قرآنى و یا برگرفته از آن است از جمله مواعظ آن بزرگوار این است:اوصیکم بتقوى الله فانّ الله قد ضمن لمن اتّقاه ان یحوّله عمّا یکره الى ما یحبّ و یرزقه من حیث لایحتسب(تحف العقول، ص 240 / بحارالانوار، ج 75، ص 121)( شما را به تقواى الهى سفارش مى کنم زیرا خداوند، تحقیقاً براى کسى که تقواى او را داشته باشد، ضمانت کرده که او را از نگرانى ها و ناراحتى هایش بگرداند و به آن چه دوست مى دارد و موجب خوشى و نشاط و انبساط خاطر اوست وارد کند و او را از جایى که خود گمان نمى برد روزى دهد.) این سخن به وضوح آشنایان به قرآن را به آیه شریفه قرآنى متوجه مى کند که مى فرماید: وَ مَن یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَل لَّهُو مَخْرَجًا * وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لاَ یَحْتَسِب... کسى که پرهیزکار باشد و از گناه خویشتن دارى کند، خداوند، راه نجاتى براى او فراهم خواهد کرد و او را از جایى که خود گمان نبرد روزى خواهد داد.
( با استفاده از کتاب امام حسین (علیه السلام ) و قران تهیه مرکز فرهنگ و معارف قرآن )
یا حق
به نام خدا
با عرض سلام
صلاحیت یا جناحیت
سوال : در انتخابات، آیا صلاحیت باید مورد نظر باشد یا جناحیت؟
پاسخ: مرورى به آیاتى که درباره انتخاب افراد از سوى خداوند یا پیشوایان معصوم(علیهم السلام) آمده، ما را به این مطلب رهنمون مى سازد که در انتخاب افراد در هر جایى مسلمان باید صلاحیت افراد و تعهد آنان را ملاک قرار دهد.
مثلا در داستان انتخاب طالوت در قرآن آمده است، برخى انگیزه هاى غیر الهى، مانند نَسَب عالى و ثروت فراوان را ملاک انتخاب فرمانده و رهبر مى دانستند "....قَالُوا أَنَّى یَکُونُ لَهُ الْمُلْکُ عَلَیْنَا وَنَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْکِ مِنْهُ وَلَمْ یُؤْتَ سَعَةً مِّنَ الْمَال..." (سوره بقره،آیه 247 ) .....گفتند: چگونه او بر ما حکومت کند با این که ما از او شایسته تریم و او ثروت زیادى ندارد.....، ولى پیامبرشان در مورد انتخاب طالوت به آنان گفت: "....إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَـهُ عَلَیْکُمْ وَزَادَهُ بَسْطَةً فِى الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ وَاللَّهُ یُؤْتِى مُلْکَهُ مَن یَشَآءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ" (سوره بقره،آیه 247 ) .... خدا او را بر شما برگزید و او را در علم و (قدرت) جسم وسعت بخشیده است.
از این آیه و روایاتى که تعصب هاى قبیله اى و گروهى و هواى نفس را در انتخاب افراد به شدت مذمت مى کند، فهمیده مى شود، امت اسلامى، در انتخابات دو وظیفه بسیار حساس بر عهده دارد که اگر آن ها را رعایت نکند، وظیفه دینى خود را انجام نداده و در پیشگاه خداى متعال مقصر است.
وظیفه اول: فردى را که مى خواهد انتخاب کند، تنها براى رضاى خدا و مصلحت امت اسلامى انتخاب نماید و در انتخاب او هیچ انگیزه اى، غیر از انتخاب اصلح که تنها راه حاکمیت صالحان است نداشته باشد.
وظیفه دوم: منتخب خود را به طور کامل شناخته و او را در دیانت و صداقت، امتحان کرده باشد و میزان کارایى او را براى کارى که انتخاب مى کند بداند. چنان که در قرآن کریم آمده است: "إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَن تُؤَدُّوا الاَْمَـنَـتِ إِلَى أَهْلِهَا " (سوره نساء،آیه 58) خدا به شما فرمان مى دهد که امانت ها را به صاحبانشان بازگردانید. امروز، اداره جامعه اسلامى، امانتى است که از سوى مردم به مسئولین سپرده مى شود، لذا وظیفه مردم است این امانت را به کسانى که اهلیت و صلاحیت دارند بسپارند.
یا حق

به نام خدا
با عرض سلام
ولادت حضرت امام محمد باقر (علیه السلام ) و روز 22 بهمن سالروز پیروزی انقلاب اسلامی که زمینه تشکیل حکومت اسلامی رو فراهم آورد رو خدمت همه شما دوستان عزیز تبریک عرض می کنم این روز ، روزی است که نظام شاهنشاهی ارتجاعی، که بیش 2500 سال در تاریخ ریشه دوانیده بود، فرو ریخت و زمینه برای تحقق نظام جمهوری اسلامی پدید آمد.
این روز با شکوه در تاریخ انقلاب اسلامی ما از ایّام اللَّه محسوب میشوند و فراموش شدنی نیستند. انشاء الله با شرکت همگانی در راهپیمایی این روز بیعت دوباره ای با آرمانهای شهدای انقلاب و امام راحل و خلف صالحش مقام معظم رهبری( دامه برکاته ) خواهیم نمود
خدایا این انقلاب که با خون ده ها هزار شهید آبیاری شده است رو زمینه ساز ظهور آریالا امام زمان (عج) قرار بده
امین یا رب العالمین

به نام خدا
با عرض سلام و تسلیت ایام شهادت حضرت امام زین العابدین (علیه السلام ) در این پست در ادامه پستهای قبلی تفاوت اهداف دنیوی حکومت قرانی با اهداف حکومت های سکولار رو خدمت شما دوستان عزیز عرض می کنم
تفاوت در شیوه رو روش تامین این اهداف است حکومت دینی اهداف دنیوی حکومت را همراه با اهداف معنوی آن پی می گیرد و ابعاد عقلایی و دنیوی حیات جمعی را هم سو و هم جهت با رشد اخلاقی و معنوی و الاهی جامعه سامان می دهد برای نمونه گرچه اصلاح امور و آبادانی از اهداف دنیوی حکومت قرا نی است اما این گونه اهداف در سایه توجه به اهداف معنوی حاص حکومت دینی تامین می شود یعنی حاکمیت قسط و عدل است که زمینه ساز تحقق عینی این گونه اهداف دنیوی را فراهم می اورد مولی الموحدین علی (علیه السلام ) می فرماید : " العدل یضع الامور فی مواضعها " و یا در جای دیگر می فرماید :" ما عمرت البلدان مثل العدل " بطور کلی رفاه و امنیت زمانی حاصل می شود که که حیات اجتماعی بشر سرشار از اخلاق و معنویت و حاکمیت ارزش های الاهی باشد
در نتیجه با توجه به توضیحات فوق در حکومت قرانی بر خلاف حکومت های سکولار این اهداف معنوی است که بستر بسیار مساعدی برای تخقق عینی اهداف دنیوی و عام این حکومت فراهم می آورد .
یا حق
به نام خدا
عالم همه قطره اند و دریاست حسین خوبان همه بنده اند و مولاست حسین
ترسم که شفاعت کند از قاتل خویش از بس که کرم دارد و آقاست حسین
با عرض سلام و تسلیت ایام محرم
در ادامه پست قبلی که اهداف معنوی حکومت دینی را در منظر قران کریم مورد بررسی قرار دادیم در این پست اهدف دنیوی حکومت دینی رو به بررسی می نشینیم
ب) اهداف دنیوی :
مقصود از اهداف دنیوی حکومت دینی آن دسته از اهدافی هستند که به طور عقلایی انتظار می رود هر حکومت صالح مردمی به تامین آنها اهتمام داشته باشد این اهداف همان اهدافی است که نوع حکومتهای سکولار هم ادعای تامین آنها را دارند که ان شاء الله تفاوتهای حکومت سکولار رو با حکومت قرانی رو در تامین اینگونه اهداف را نیز بیان خواهیم نمود
1) برقراری امنیت : هر نیرویى در قدرت دارید، براى مقابله با آنها [دشمنان]، آماده سازید! و (همچنین) اسبهاى ورزیده (براى میدان نبرد)، تا به وسیله آن، دشمن خدا و دشمن خویش را بترسانید! و (همچنین) گروه دیگرى غیر از اینها را، که شما نمىشناسید و خدا آنها را مىشناسد! و هر چه در راه خدا (و تقویت بنیه دفاعى اسلام) انفاق کنید، بطور کامل به شما بازگردانده مىشود، و به شما ستم نخواهد شد (سوره انفال ایه 60)
2) تقویت بنیه دفاعی و حراست از مرزهای سرزمین اسلامی (همان )
3) اصلاحات در شوون مختلف جامعه "گفت: «اى قوم! به من بگویید، هر گاه من دلیل آشکارى از پروردگارم داشته باشم، و رزق (و موهبت) خوبى به من داده باشد، (آیا مىتوانم بر خلاف فرمان او رفتار کنم؟!) من هرگز نمىخواهم چیزى که شما را از آن باز مىدارم، خودم مرتکب شوم! من جز اصلاح- تا آنجا که توانایى دارم- نمىخواهم! و توفیق من، جز به خدا نیست! بر او توکّل کردم و به سوى او بازمىگردم" ( سوره هود ایه 88)
و برقراری رفاه و ایجاد عمران و آبادانی ، حراست از اموال عمومی و تقسیم عادلانه ان ها در جامعه ، کسترش تعلیم و تربیت ، تامین اجتماعی و حمایت از اقشار ستمدیده و مظلوم و .... را می توان از اهداف دنیوی دیگر حکومت قرانی برشمرد
(ادامه دارد)
یا حق
به نام خدا
با عرض سلام
دوستان عزیز مراجعه به قران به خوبی گویای این واقعیت است که که اسلام اهداف حکومت را در برقراری رفاه و امنیت خلاصه نمی کند و مقولات مربوط به سعادت و معنویت جامعه اسلامی را نیز در دستور کار حاکمیت قرار می دهد حکومت قرانی باید بستر جامعه را برای زندگی مطلوب ایمانی و اخلاقیث فراهم اورد و علاوه بر تامین رفاه عمومی به ویژه برای اقشاتر نیازمند ،جانب فرهنگ دینی و نشانه های الاهی را فرو گذارد اینک با استمداد از برخی آیات که رسالتها و اهداف حکومت دینی را گوشزد می کند به پاره ای از این اهداف اشاره ای گذرا خواهیم داشت در یک تقسیم بندی کلی این اهداف را به دو دسته اهداف معنوی و اهداف دنیوی تقسیم می شود که ان شاء الله به تفصیل در این پست و پستهای بعدی در مورد هر کدام به بررسی خواهیم نشست
الف ) اهداف معنوی
مقصود از اهداف معنوی حکومت قرانی ، تلاش هایی است که در جهت سالم سازی محیط اجتماع برای رشد و بالندگی فطرت الاهی آدمیان می پذیرد برخی از این تلاش ها از سنخ فرهنگ سازی صحیح مذهبی است و برخی دیگر از سنخ تحقق عینی احکام که به نمونه هایی از انها اشاره می کنیم
1) اقامه واجبات "همان کسانى که هر گاه در زمین به آنها قدرت بخشیدیم، نماز را برپا مىدارند، و زکات مىدهند، و امر به معروف و نهى از منکر مىکنند، و پایان همه کارها از آن خداست!" (آیه 41 سوره حج )
2) گسترش قسط و عدل "خداوند به عدل و احسان و بخشش به نزدیکان فرمان مىدهد و از فحشا و منکر و ستم، نهى مىکند خداوند به شما اندرز مىدهد، شاید متذکّر شوید" (آیه 90 سوره نحل)
"پس به همین خاطر تو نیز آنان را به سوى این آیین واحد الهى دعوت کن و آن چنان که مأمور شدهاى استقامت نما، و از هوى و هوسهاى آنان پیروى مکن، و بگو: «به هر کتابى که خدا نازل کرده ایمان آوردهام و مأمورم در میان شما عدالت کنم خداوند پروردگار ما و شماست نتیجه اعمال ما از آن ما است و نتیجه اعمال شما از آن شما، خصومت شخصى در میان ما نیست و خداوند ما و شما را در یک جا جمع مىکند، و بازگشت (همه) به سوى اوست! "(ایه 15 سوره شوری )
"خداوند به شما فرمان مىدهد که امانتها را به صاحبانش بدهید! و هنگامى که میان مردم داورى مىکنید، به عدالت داورى کنید! خداوند، اندرزهاى خوبى به شما مىدهد! خداوند، شنوا و بیناست". (آیه 58 سوره نساء)
اقامه حق و مبارزه با باطل"اى داوود! ما تو را خلیفه و (نماینده خود) در زمین قرار دادیم پس در میان مردم بحق داورى کن، و از هواى نفس پیروى مکن که تو را از راه خدا منحرف سازد کسانى که از راه خدا گمراه شوند، عذاب شدیدى بخاطر فراموش کردن روز حساب دارند" (آیه 26 سوره ص)
(ادامه دارد)
یا حق
به نام خدا
با عرض سلام
دوست عزیزی در قسمت نظرات وبلاگ سوالی رو مطرح نموده بودند که پاسخ سوال رو برای ایشان و دیگر دوستان عزیز تقدیم می کنم
سوال : سلام... وبلاگ پر محتوایی دارید... می خواستم یه سوالی بپرسم... نقش ولایت فقیه در زندگی چیست ؟ یا بهتر بگم من با فردی صحبت می کردم که اعتقاد داشت آقای خامنه ای فقط مثل باقی کشور ها رییس حکومته و اگر مثلا گفتند بروید راهپیمایی یا... الزامی بر آن نیست و نایب امام زمان و حرف او حرف معصوم است را قبول نداشت... ممنون می شم راهنمای ام کنید... باتشکر بسیار
پاسخ : دوست عزیز از لطف و اعتمادتان نسبت به وبلاگ حکومت اسلامی تشکر می کنم در رابطه با نقش ولایت فقیه در زندگی خدمتتان عرض می کنیم از آنجائیکه مقررات و قوانین الهی در صورتی شکوفا ساز استعدادهای انسان است که عملی گردد و بخش قابل توجهی از مقررات اجتماعی اسلام مجری لازم دارد و آشکار است که مجری قوانین وقتی از موفقیت بیشتر و کاملی برخوردار می گردد که نسبت به آن مقررات و قوانین آگاهی اش بیشتر باشد از این رو ولایت فقیه یعنی حاکمیت کارشناس دینی و دین شناس متعهد برای اجرای حکومت دینی و اسلامی و از آنجائیکه مسئولیت اجرائی مجری احکام الهی در عصر غیبت نظیر مسئولیت اجرایی پیامبر (صلی الله علیه و اله) می باشد این همگونی در اجرای احکام و مقررات الهی اختیارات مشابه و یکسان را می طلبد در غیر اینصورت مستلزم تعطیلی و از کار افتادن برخی از مقررات دینی در عصر غیبت خواهد گشت و ناکار آمدی دینی در تأمین سعادت و خوشبختی را در پی خواهد داشت از اینرو اجرای مقررات دینی که تنها تأمین گر سعادت و خوشبختی بشر است وجود حاکم و مجری احکام اسلامی در هر عصر و نسلی با اختیارات همگون و مشابه را می طلبد و از این تعبیر شده است به ولایت مطلقه فقیه در مقابل ولایت غیر فقیه که معمولا ناتوانی و ناکار آمدی و تعطیلی دینی را در پی دارد
در رابطه با نظر دوستتان به چند مطلب کلی اشاره میکنیم: ولایت فقیه، از جهتی یک موضوع کلامی و جزء اصول اعتقادی است و از جهت دیگر یک موضوع فقهی است با این توضیح که :
1) از این نظر که در بارة کار خدا است، جزء اصول اعتقادی میباشد، به این معنا که خداوند متعال که آگاه به همة ذرات جهان است: "لاَ یَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقَالُ ذَرَّةٍ (سبا،3) و به اندازه سنگینی ذرهای در آسمانها و زمین از علم او دورنخواهد ماند." او که میداند امامان معصوم زمان محدودی حضور و ظهور دارند و امام زمان(روحی فداه ) مدت زیادی غیبت میکند، آیا برای زمان غیبت، دستوری داده است، یا این که امت را به حال خود رها کرده و اگر دستوری داده است، آیا آن دستور، قرار دادن فقیه جامع شرایط، برای رهبری است و لازم است مردم به او مراجعه کنند یا نه؟ به تعبیر دیگر، از این جهت که تعیین ولی فقیه مانند پیامبر و امام، از سوی خداوند است، از موضوعات اصول اعتقادی است.
2) اما فقهی بودن بحث ولایت فقیه که به فعل خود فقیه و مکلفان مربوط است از دو جهت مطرح میباشد: نخست این که چون خداوند در عصر غیبت، ولایت را برای فقیه تعیین فرموده، و روایاتی هم به این مهم دلالت دارند پس بر فقیه جامع الشرایط واجب است که این وظیفه را انجام دهد و بر مردم بالغ و عاقل و حکیم و فرزانه و مکلف نیز، واجب است که ولایت چنین رهبری را بپذیرند و از احکام شرعی و قضاوتها و ولایتهای شرعی که به وسیلة او ثابت یا صادر میشود، اطاعت کنند (کتاب ولایت فقیه، آیت اللّه جوادی آملی، ج 141ـ 145، مؤسسه اسرأ)
البته لازم است در رابطه با عصمت نیز توضیحاتی را خدمتتان عرض کنم آنچه تحت عنوان عصمت در گفتمان کلامی شیعه برای معصوم مطرح است به این جهت است که شخص امام در مقام تبلیغ احکام دین و در مقام هدایت و ارشاد و تربیت به عنوان یک انسان کامل از هر لغزشی و انحراف باید مصون از اشتباه باشد اما موضوع اداره اجتماع و تشکیل حکومت هیچگونه پیش نیازی همچون عصمت را طلب نمی کند و آنچه در باب ولی فقیه مطرح است صلاحیت نسبی او و برخورداری از شایستگی نسبی می باشد . در بحث حکومت و ولایت فقیه هرگز صحبت از این نیست که هیچ اشتباه به دلیل عصمت شخص روی نمی دهد بلکه صحبت این است که این الگوی حکومتی کم اشتباه ترین مدل و نزدیکترین الگو به مبانی دین و شریعت است.
التماس دعا
یا حق
[11/1/1387- 6:50 ع] مردم سالاری دینی؟؟
[18/12/1386- 7:42 ع] شناخت منتخبین
[9/12/1386- 11:55 ص] موعظه روشی جذاب برای بیان حقایق
[2/12/1386- 11:9 ع] صلاحیت یا جناحیت
[21/11/1386- 11:58 ع] 22 بهمن
[14/11/1386- 11:38 ع] تفاوت حکومت قرآنی با حکومت سکولار
[30/10/1386- 4:58 ع] اهداف حکومت قرانی (2)
[16/10/1386- 7:12 ع] اهداف حکومت قرآنی
[4/10/1386- 6:2 ع] زندگی و ولایت فقیه
[آرشیو شده ها]
بازدید دیروز: 20
کل بازدید :15244
با عرض سلام ادب و احترام خدمت
قرآن پژوهان عزیز و وبلاگ نویسان قرآنی
« گروه پرسمان قرآنی » در نظر داردبه منظور پشتیبانی معنوی ازوبلاگ نویسان قرآنی در زمینه پاسخ به سؤالات و شبهات، همچنین در اختیار گذاشتن محتوای صحیح مطالب قرآنی از وب لاگ نویسان عزیز قرآنی ثبت نام به عمل آورد. جهت ثبت نام اینجا کلیک کنید.در ضمن شما می توانید با ارسال پرسشهای قرآنی مخاطبین خود به این گروه جواب آنها را در اسرع وقت دریافت نمایید.
